درد عشق نداری اگر چه بیماری
-
تاریخ: 1405/5/8 ساعت: 6:25
نهاد دست به پیشانی ام که تب داری گرفت نبض مرا باز هم که بیماری! نگاه کرد به حالم، نگاه کرد به می به گریه گفتمش آری، طبیب من! آری! نگفت قصه و خمیازه را به آه آمیخت که دردِ عشق نداری، اگر چه بیماری سکوت کرد! چه خوب است رفتنی باشم سفر بخیر اگر راه توشه ای داری به خنده گفت که ...
این صدای ناموافق زخمة تنبور کیست
-
تاریخ: 1405/5/8 ساعت: 6:25
این همه آتش خدایا شعله اش از گور کیست؟ شهوت این بی نمازان، نشئة انگور کیست؟ پرده دانان طریقت در صبوری سوختند این صدای ناموافق زخمة تنبور کیست؟ پنج استاد حقیقت حرف شان با ما یکی ست راستی در پشت این دستورها دستور کیست؟ آب نوشان ادّعای خضر بودن می کنند رنگ پیراهان اینان وصلة ناجور کیست؟ دست این پاسور ب...
اولین مسافران اربعین
-
تاریخ: 1405/5/8 ساعت: 6:25
1 دشت گامهای جابر و عطیّه را یک هزار و چارصد بهار در بغل گرفته است خاک، زیر پوستش ردّ پای این دو را هنوز مثل خون تازه حفظ کرده است اوّلین مسافران اربعین هنوز هم در کنار ما پیاده سیر میکنند □ از عطیّه در خیال خود سؤال میکنم: «جابرِ هزار و چارصد بهار پیش مدفن غریب و بینشان دوست را بی فروغ دیدهاش ...
اوّلین مسافران اربعین
-
تاریخ: 1402/6/15 ساعت: 10:42
1دشتگامهای جابر و عطیّه رایک هزار و چارصد بهاردر بغل گرفته استخاک، زیر پوستشردّ پای این دو را هنوزمثل خون تازه حفظ کرده استاوّلین مسافران اربعین هنوز همدر کنار ما پیاده سیر میکنند□از عطیّه در خیال خود سؤال میکنم:«جابرِ هزار و چارصد بهار پیشمدفن غریب و بینشان دوست رابی فروغ دیدهاش چگونه یافت؟با کدام ...
این صدای ناموافق زخمةxa0تنبور کیست؟
-
تاریخ: 1401/11/7 ساعت: 20:21
این همه آتش خدایا شعله اش از گور کیست؟شهوت این بی نمازان، نشئة انگور کیست؟ پرده دانان طریقت در صبوری سوختنداین صدای ناموافق زخمة تنبور کیست؟ پنج استاد حقیقت حرف شان با ما یکی ستراستی در پشت این دستورها دستور کیست؟ آب نوشان ادّعای خضر بودن می کنندرنگ پیراهان اینان وصلة ناجور کیست؟دست این پاسور بازان ...
سعدیا چرب زبانی کن و شیرین سخنی
-
تاریخ: 1401/4/6 ساعت: 18:12
من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنییا چه کردم که نگه باز به من مینکنیدل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راستتا ندانند حریفان که تو منظور منیدیگران چون بروند از نظر، از دل بروندتو چنان در دل من رفته که جان در بدنیتو همایی و من خستة بیچاره گدایپادشاهی کنم ار سایه به من برفکنیبنده وارت به سلام آیم و خد...
دردِ عشق نداری، اگر چه بیماری
-
تاریخ: 1401/4/6 ساعت: 18:12
نهاد دست به پیشانی ام که تب داریu200fu200fu200fگرفت نبض مرا باز هم که بیماری!u200fu200fu200fنگاه کرد به حالم، نگاه کرد به میu200fu200fu200fبه گریه گفتمش آری، طبیب من! آری!u200fu200fu200fنگفت قصه و خمیازه را به آه آمیختu200fu200fu200fکه دردِ عشق نداری، اگر چه بیماریu200fu200fu200fu200eسکوت کرد! چه خو...
درس یازدهم: خاک آزادگان
-
تاریخ: 1399/1/11 ساعت: 22:31
قالب: غزلِ اجتماعیxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0* به خون گر کشی خاک من دشمن من xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0بجوشد گل اندر گل از گلشن منخاک: مجاز از سرزمین xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0به خون کشیدن: کنایه از کشتن و نابود کردن xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0گل: استعاره از جوانان، شهدا، ام
شهادت هنر مردان خداست
-
تاریخ: 1398/11/28 ساعت: 16:56
پاسخ کارگاه متنxadپژوهی درس 18
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:30
قلمرو زبانی ج1- واژة «صحیفه» در معنای «کتاب، نامه و ورق کاغذ» به کار میxadرود، اما در متن درس در معنای «کتاب» آمده است. ج2- در عبارتِ «چه حرف تازهxadای برای کفتن مانده است یا چه چیز تازهxadای برای نوشتن؟» ف
شرح و معنی «نیایش»
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:30
این سروده از «وحشی بافقی» و در قالب «مثنوی» است. * الهی سینهxadای ده آتشxadافروزxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 در آن سینه دلی وان دل همه سوزسینه: مجازاً کل وجودxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0آتش: استعاره از عشقxa0xa0...
گویی که چرخ بوی خطر را شنیده است
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:30
این جزر و مدِ چیست که تا ماه میرود؟دریای درد کیست که در چاه میرود؟اینسان که چرخ میگذرد بر مدار شومبیم خسوف و تیرگی ماه میرودگویی که چرخ بوی خطر را شنیده, استیک لحظه مکث کرده، به اکراه میرودآبستن
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:30
این دستها رسانده زمین را به آسمان
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:30
"ای خوش مسیر برکه!...قرار مسافران!آغوش باز کن که رسیدهست کاروانپیغام بازگشت بده هر که رفته رالختی درنگ کن که بیایند ماندگانلختی درنگ کن که جهان ایستاده استبنشین نگاه کن که به رقص آمده زمانوقتش شدهست
سرودن تو حماسیترین مغازله است
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:30
جنون گریخت سراسیمه از ملاقاتمشب شراب که باشد دچار افراطمبریز هرچه که داری نکن مراعاتمتو بیملاحظه من نیز بیمبالاتمسیاهمست تو هستم گذشته کار از کارشب شراب میارزد به بامداد خمارنمیرسد به شکوه تو فکر
این شور و جنون را چه کنم عید غدیر است
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:30
تا قافیۀ شعر امیر است و غدیر استبرخیز که هنگام مراعاتُ نظیر استالیوم که أکملتُ لکم دینکم آمدتا عرش فراخوان تماشای امیر استافطار در خانۀ مولا بنشیندهر خسته که مسکین و یتیم است و اسیر استبر طبل بکوبید ن
ای که انداختی از ساقی آب xadآور، دست
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:30
ای که انداختی, از ساقی آب xadآور،, دست کی کشد ساقی دلxadسوخته از ساغر، دست دید گلxadها همه در آه و عطش میxadسوزند دست اگر این سوی دریا بگذارد بر دست از دل خیمة لبxadسوختگان بیرون زد «پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی د
بوی سیب
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:30
پیچیده دراین دشت عجب بوی عجیبی بوی خوشی از نافة آهوی نجیبییا قافلهxadای رد شده بارش همه گلبرگجامانده از آن قافله عطر گل سیبیکی لایق بوی خوشی از کوی بهشت استxa0جانی که ازاین عطر نبرده است نصیبیاین گل گل صد
ای کاش مرد آتش و خون بودند، افراسیاب جنگ و جنون بودند
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:30
چشمان تو دو معبد رؤیایی، بر قلهxadهای مبهمتقدیرند آرام و وهمگون و اهورایی، سرشار از شکوه اساطیرند xa0آرام خفتهxadای و دگر تب نیست، آن نالهxadهای ممتدِ هر شب نیست درد و تب این دو یار قدیمی هم، دیگر سراغی از تو
معنی و مفهوم درس: دفتر زمانه
-
تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 15:02
** هرگز دلم برای کم و بیش غم نداشتxa0 /xa0 آری نداشت غم که غمِ بیش و کم نداشت دل: مجازاً کل وجود (دلم= خودم)xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0کم و بیش: تضاد و کنایه از اوضاع زندگی غم، کم: جناسxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 کم و بیش، بیش و کم: آرایة قلبxa0...